WoNdErLaNd یک شنبه 21 اسفند 1390برچسب:, :: 20:26 :: نويسنده : romina
ادامه مطلب ... پنج شنبه 18 اسفند 1390برچسب:, :: 11:35 :: نويسنده : romina
دختر: می دونی فردا عمل قلب دارم؟ پسر: آره عزیز دلم دختر: منتظرم میمونی؟ پسر رویش را به سمت پنجره اطاق دختر بر میگرداند تا دختر اشکی که از گونه اش بر زمین میچکد را نبیند پسر: منتظرت میمونم عشقم دختر: خیلی دوستت دارم پسر: عاشقتم عزیزم
************
بعد از عمل سختی که دختر داشت و بعد از چندین ساعت بیهوشی کم کم داشت هوشیاری خود را به دست می آورد، به آرامی چشم باز کرد و نام پسر را زمزمه کرد و جویای او شد. پرستار: آرووم باش عزیزم تو باید استراحت کنی. دختر: ولی اون کجاست؟ گفت که منتظرم میمونه به همین راحتی گذاشت و رفت؟ پرستار: در حالی که سرنگ آرامش بخش را در سرم دختر خالی میکرد رو به او گفت: میدونی کی قلبش رو به تو هدیه کرده؟ دختر: بی درنگ که یاد پسر افتاد و اشک از دیدگانش جاری شد: آخه چرا؟؟؟؟؟؟ چرا به من کسی چیزی نگفته بود و بی امان گریه میکرد پرستار: شوخی کردم بابا ! رفته دستشویی الان میآد پنج شنبه 18 اسفند 1390برچسب:, :: 11:15 :: نويسنده : romina
روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:
گیرنده : همسر عزیزم موضوع : من رسیدم میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه !! چهار شنبه 17 اسفند 1390برچسب:, :: 20:11 :: نويسنده : romina
چهار شنبه 17 اسفند 1390برچسب:, :: 19:33 :: نويسنده : romina
صبحگاه: چهار شنبه 17 اسفند 1390برچسب:, :: 19:28 :: نويسنده : romina
عروس عادی: با اجازه بزرگترها بله (این اصولا مثل بچه آدم بله رو میگه و قال قضیه رو میکنه. عروس لوس: بع..........له! عروس زیادی مؤدب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دایی جون، عمه جون،...، زن عمو کوچیکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، ... ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسی خانوم جون ، ... ، ... (این عروس خانوم آخر هم یادش میره بگه بله واسه همین دوباره از اول شروع میکنه به اجازه گرفتن ... ! عروس خارج رفته: با پرمیشن گریت ترهای فمیلی ... اُ یس عروس خجالتی: اوهوم عروس پاچه ورمالیده: به کوری چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فامیل این بزغاله (اشاره به داماد) آره.... ( وضعیت داماد کاملا قابل پیش بینی است) عروس هنرمند: با اجازه تمامی اساتیدم، استاد رخشان بنی اعتماد، استاد مسعود کیمیایی، ...، اساتید برجسته تاتر، استاد رفیعی، ... ، مرحوم نعمت ا.. گرجی ، شیر علی قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلین مونرو، مرحوم مارلین دیتریش، مرحوم مغفور گری گوری پک و ... آری می پذیرم که به پای این اتللوی خبیث بسوزم چو پروانه بر سر آتش ... عروس داش مشتی: با اجزه بروبکس مُجلی نیست من که پایه ام ... عروس زیادی مؤمن و معتقد: بسم ا.. الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین ... اعوذ با... من شیطان رجیم یس و القرآن الحکیم .... الی آخر .... ( و در آخر ) نعم چهار شنبه 17 اسفند 1390برچسب:, :: 19:5 :: نويسنده : romina
مؤسسه کالرپنتون (Color Panton) رنگ امسال را نارنجی مایل به قرمز یا همان نارنجی به رنگ میوه نارنگی انتخاب کرده است. متخصصان این مؤسسه که سال گذشته رنگ فیروزهای را برای سال 2011 انتخاب کرده بودند، امسال با گردشی حدود 180 درجه، رنگ نارنجی مایل تلقیکننده اعتمادبهنفس است را آن هم در سال 2012 انتخاب کرده اند. رنگی جسور و خشن رنگ سال قبل فیروزهای؛ رنگی که میرعامل شرکت پنتون درباره آن گفته بود: «فیروزهای رنگ محبت و شفا، ایمان و حقیقت است و با الهام از رنگ آب و آسمان، نشاطآور و آرامشبخش و در جهان امروز برای فراز از مشکلات روزمره، رنگی بسیار امیدوارکننده است.»اما وضعیت نابسامان اقتصاد جهانی و ناامیدی حاکم بر جوامع در سال 2012، رنگی جسورانهتر و خشنتر را طلب میکرد؛ رنگ نارنجی مایل به قرمز! این تن نارنجی، رنگی پرانرژی و جسورانه است و همان انرژیای که ما برای دوباره شارژ شدن و حرکت کردن به جلو نیاز داریم را در خود دارد. نارنجی نه تنها علامت انرژی و زندهألی است بلکه نشانههایی از قدرت و پشتکار دارد یعنی همان چیزی که باید امسال بین انسانها طنینانداز شود تا بتوان به تغییراتی که چشم انتظارشان هستیم دست یابیم. مدیرعامل کالر پنتون (لیتریک ایزمن) همچنین گفته است: «نارنجی میتواند افکار دلگرمکننده را در ما زنده و به فعالیت تشویقمان کند تا بتوانیم به سمت هدفهای بهتری که در نظر داریم، حرکت کنیم.» اما لیتریک ایزمن این پیشبینی درباره رنگها را از کجا میآورد که زیاد هم بیراه نیستند و خیلی مورد توجه طراحان و مدپوشان قرار میگیرد؟ تحصیلات و پیشینه لیتریک ایزمن در رشته روانشناسی است و همین مسئله باعث شده تا او بتواند بهخوبی فرهنگ رنگها را باتوجه به مشخصات زمان معنی کند. اما به جز او متخصصان دیگر در این زمینه توضیح میدهند:«رنگ نارنجی مایل به قرمز القا کننده امیدواری و خوشبینی است که در نتیجه پیوند : احساس سرزندگی حاصل از آدرنالین تولید شده توسط رنگ قرمز» و «دوستی و گرما و پختگی رنگ زرد» است. اما هنوز هم شاید متقاعد نشده باشید که چگونه میتواند رنگی را تعیین کرد که بیانگر وضعیت یک سال باشد؟ باید بگوییم کارشناسان مؤسسه پنتون هرسال به دنبال رنگی میگردند که تحتتأثیر صنایع مختلف است. آنها با استفاده از بررسی روند وقایع جهان و نیز روانشناسی حالت روانی انسانها در سال پیشرو به این تشخیص میرسند که کدام رنگ میتواند رنگ سال باشد. خیلی جالب است بدانید که رنگ سال قبل از اینکه مد، فیلم، تکنولوژی، هنر، طبیعت و حالتهای اجتماعی و اقتصادی افراد قرار بدهد، خودش از آنها الهام میگیرد چهار شنبه 17 اسفند 1390برچسب:, :: 18:59 :: نويسنده : romina
این ماجرا در خط هوایی TAM اتفاق افتاد
یک شنبه 14 اسفند 1390برچسب:, :: 17:53 :: نويسنده : romina
تصمیم قاطع روزی مدیر یک شرکت بزرگ، در حالیکه به سمت دفتر کارش میرفت، در راهرو جوانی را دید که به دیوار تکیه داده و به اطراف نگاه میکند. جلو رفت و از او پرسید: «شما ماهانه چقدر حقوق میگیرید؟» جوان با تعجب جواب داد: «ماهی 2000 دلار.» مدیر با عصبانیت دست در جیبش کرد و 6000 دلار درآورد و به جوان داد و به او گفت: «این حقوق 3 ماه تو، برو دیگر اینجا پیدایت نشود. ما به کارمندان حقوق میدهیم که کار کنند نه اینکه بیکار اینجا بایستند و به اطراف نگاه کنند...» جوان با خوشحالی پول را گرفت و به سرعت دور شد. مدیر از کارمند دیگری که نزدیکش بود پرسید: «آن جوان کارمند کدام قسمت بود؟» کارمند با تعجب از رفتار مدیر جواب داد: «او پیک پیتزا فروشی بود که برای کارکنان ناهار آورده بود!»
مصاحبه شغلی در حین مصاحبه شغلی برای استخدام در یک شرکت، مدیر منابع انسانی از مهندس جوان صفر کیلومتری که تازه فارغ التحصیل شده بود پرسید: «حقوق مورد انتظار شما برای شروع کار چیست؟» مهندس جوان گفت: «75000 دلار در سال، بسته به اینکه چه مزایایی داده شود.» مدیر منابع انسانی گفت: «نظر شما در مورد 5 هفته تعطیلی، 14 روز مرخصی با حقوق، بیمه کامل درمانی، خودروی شیک مدل بالا و مزایای ویژه چیست؟» مهندس جوان با تعجب از جا پرید و پرسید: «شوخی میکنید؟!» مدیر منابع انسانی گفت: «بله، اما اول خودت شوخی را شروع کردی!»
کارمند تازه وارد مردی به استخدام یک شرکت بزرگ چند ملیتی درآمد. در اولین روز کار خود، با کافه تریا تماس گرفت و فریاد زد: «یک فنجان قهوه برای من بیاورید.» صدایی از آن طرف پاسخ داد: «شماره داخلی را اشتباه گرفته ای. میدانی با کی داری حرف میزنی؟» کارمند گفت: «نه!» صدای آن طرف گفت: «من مدیر اجرایی شرکت هستم احمق!» کارمند با لحن ملایم گفت: «و تو میدانی با کی داری حرف میزنی» مدیر اجرایی گفت: «نه!» کارمند جواب داد: «خوبه!» و سریع گوشی را قطع کرد!
اشتباه موردی کارمندی به دفتر رییس خود رفت و گفت: «معنی این کار چیست؟ شما این ماه 200 دلار کمتر از چیزی که توافق کردیم به من دادید.» رییس پاسخ داد: «میدانم، ولی من ماه پیش 200 دلار بیشتر به تو پرداخت کردم و هیچ شکایتی نکردی.» کارمند گفت: «درسته، من اشتباهات موردی را میتوانم بپذیرم، ولی وقتی بصورت عادت شود وظیفه خودم میدانم به شما گزارش کنم!»
زندگی پس از مرگ رییس: «شما به زندگی پس از مرگ اعتقاد دارید؟» کارمند: «بله قربان.» رییس: «خوبه، چون صبح که مرخصی گرفتید و به تشییع جنازه پدرتان رفتید، او به اینجا آمد تا شما را ببیند!»
شنبه 13 اسفند 1390برچسب:, :: 19:24 :: نويسنده : romina
شنبه 13 اسفند 1390برچسب:, :: 19:20 :: نويسنده : romina
حقیقتی کوچک برای آنانی که می خواهند زندگی خود را صد در صد بسازند پيوندها
نويسندگان |
||||||
![]() |