دانلود موزیک ویدیو بسیار زیبا و دیدنی Gotye بهمراه Kimbra به نام Somebody That I Used To Know
این ویدئو بسیار زیبا رو از دست ندید. این ویدئو 160 میلیون بازدید در یوتیوب دارد.
WoNdErLaNd به یارو میگن بهترین شهر دنیا کجاست؟ میگه.سانفرانسیسکو میگن بنویسش میگه غلط کردم. قم
· به غضنفر میگن خسته نباشی میگه اگه باشم ، چه غلطی میکنی ؟!
· از بنده خدا می پرسن نظرت راجع به زلزله چیه ؟میگه طرح خوبیه ، تکان دهنده ست
· یارانه نماز جماعت هم برداشته شد از این پس خود نمازگذار باید حمد و سوره را بخواند !
· به یه بنده خدا میگن سوره توحید رو تفسیر کن میگه : فکر کنم خدا قفلو داده به احد، احد داده به صمد ، صمد قفلو برده نیاورده کفر احدو دراورده
· روش دفع انگل: 3 روز فقط چایی و بیسکویت میخوری، روز 4 فقط چایی میخوری در این موقع کرم میاد بیرون و میپرسه پس بیسکویت کو؟ میگیریش.
· ·
· به غضنفر میگن : وبا اومده .
· یارو کولرش خراب میشه. به خونواده ش می گه: مگه صد بار بهتون نگفتم، چهار نفری جلوی کولر نشینین.
· یه روز سوپوره میاد دمه خونه ی بنده خدا میگه : آشغال دارین؟ بنده خدا داد میزنه: خانوم توی خونه آشغال داریم ؟ زنش میگه: آره داریم . بنده خدا میگه: آره داریم، نمی خوایم!!!!!
·
· التماس یک لر به دستگاه خود پرداز:
· · به یه نفر می گن به زنبورهایی که از کندو محافظت می کنن چی می گن؟
· یكی از یه دختره می پرسه اسم شما چیه؟ دختره می گه اسم من توی تمام باغچه ها هست. می گه: آهان فهمیدم، شلنگ!
· یه خره با حسرت به یه اسبه نگاه می کنه و میگه: ای کاش تحصیلاتم رو ادامه می دادم
· · استاد اسامی بچه ها را یکی یکی می خواند، رسید به اسم «بارانه». شخص مورد نظر را که پیدا کرد پرسید: واسه چی بارانه؟ دختر جواب داد: واسه این که روز تولدم بارون میومده. برادر اهل دلی از ته کلاس گفت: خوبه اون روز آفتابی نبوده!
·
· یه یارو میره تهران به راننده تاکسی میگه :میدان امام حسین رو بلدی؟ راننده:اره من خودم بچه امام حسینم.یارو اشک تو چشاش جمع میشه میگه :علی اصغر خودتی چقدر بزرگ شدی؟
· بنده خدا :آقا این همسایه مون ساعت 2 نصفه شب هی با مشت میكوبید به دیوار خونمون مرتیکه! دوستش:عجب آدم های مردم آزاری پیدا میشن.حتماً نذاشتن بخوابی دیگه؟ بنده خدا :نه !!!!! خوشبختانه خواب نبودم ! داشتم شیپور تمرین می كردم!!!!جمعه 26 خرداد 1391برچسب:, :: 21:22 :: نويسنده : romina
آورده اند روزی شیخ و مریدان در کوهستان سفر می کردندی و به ریل قطاری رسیدندی که ریزش کوه آن را بند آورده بودی. و ناگهان صدای قطاری از دور شنیده شد. شیخ فریاد برآورد که جامه ها بدرید و آتش بزنید که این داستان را قبلن بدجوری شنیده ام. و مریدان و شیخ در حالی که جامه ها را آتش زده و فریاد می زدند ، به سمت قطار حرکت کردندی. مریدی گفت:" یا شیخ ! نباید انگشت مان را در سوراخی فرو ببریم؟" شیخ گفت:" نه! حیف نان! آن یک داستان دیگر است." راننده ی قطار که از دور گروهی را لخت دید که فریاد می زنند، فکر کرد که به دزدان زمینی سومالی برخورد کرده و تخت گاز داد و قطار به سرعت به کوه خوردی و همه ی سرنشینان جان به جان آفرین مردند. شیخ و مریدان ایستادند و شیخ رو به مریدان گفت:" قاعدتن نباید این طور می شد!" سپس رو به پخمه کردی و گفت:"تو چرا لباست را در نیاوردی و آتش نزدی؟" پخمه گفت:"آخر الان سر ظهر است! گفتم شاید همین طوری هم ما را ببینند و نیازی نباشد ![]() جمعه 26 خرداد 1391برچسب:, :: 18:31 :: نويسنده : romina
دلیل اصلی دیده نشدن لوگوی پپسی در ایران --
♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪
جمعه 26 خرداد 1391برچسب:, :: 17:39 :: نويسنده : romina
جمعه 26 خرداد 1391برچسب:, :: 15:25 :: نويسنده : romina
جمعه 26 خرداد 1391برچسب:, :: 15:22 :: نويسنده : romina
حقایقی جالب از زندگی شنبه 13 خرداد 1391برچسب:, :: 11:45 :: نويسنده : romina
Ice Age Short Movies BRRip (2002-2010) Mkv |دانلود با لینک مستقیم از سرور سایت| |به همراه دانلود از سرور تورنت اختصاصی دانلودها|
نام انیمیشن: Ice Age Short Movies ژانر: انیمیشن ، انیمیشن کوتاه ، کمدی سال انتشار: ۲۰۰۲-۲۰۱۰ حجم: ۱۴۰ مگابایت کیفیت: BRRip خلاصه داستان: انیمیشن فوق العاده زیبا و دوست داشتنی عصر یخبندان از سال ۲۰۰۲ انقلابی تازه در عرصه ی انیمیشن ایجاد کرد. این انیمیشن از شخصیت های کارتونی متفاوتی تشکیل شده است. یکی از این شخصیت ها ، Scrat می باشد که همواره دنبال یک چیزی مانند فندق می دود و هیچ موقع به آن نمی رسد و در راه رسیدن به آن موانع و حوادث جالبی روی می دهد و … ادامه مطلب ... جمعه 12 خرداد 1391برچسب:, :: 14:2 :: نويسنده : romina
سایههای سیاه (به انگلیسی: Dark Shadows) فیلمی کمدی- ترسناک است که بر اساس مجموعهای گوتیک (۱۹۶۶-۱۹۷۱) به همین نام ساخته شدهاست. کارگردان فیلم تیم برتون است و نقش اول فیلم، جانی دپ در نقش خون آشامی ۲۰۰ ساله به نام بارناباس کالینز است.این فیلم غروب ۱۰ می ۲۰۱۲ اکران شد. برای دانلود تریلر فیلم و دیدن خلاصه داستان به ادامه مطلب بروید ادامه مطلب ... پنج شنبه 11 خرداد 1391برچسب:, :: 22:19 :: نويسنده : romina
وقتی داری بالا میری مهربان باش و فروتن، چون وقتی که داری سقوط میکنی از کنار همین آدم ها رد میشی.
خانم جوانی که در کودکستان برای بچه های 4 ساله کار میکرد میخواست چکمه های یه بچه ای رو پاش کنه ولی چکمه ها به پای بچه نمیرفت بعد از کلی فشار...و خم و راست شدن، بچه رو بغل ميكنه و ميذاره روی میز، بعد روی زمین بلاخره باهزار جابجایی و فشار چکمه ها رو پای بچه میکنه و یه نفس راحت میکشه که ... هنوز آخیش گفتن تموم نشده که بچه ميگه این چکمه ها لنگه به لنگه است . خانم ناچار با هزار بار فشار و اینور و اونور شدن و مواظب باشه که بچه نیفته هرچه تونست کشید تا بلاخره بوتهای تنگ رو یکی یکی از پای بچه درآورد . گفت ای بابا و باز با همان زحمت زیاد پوتین ها رو این بار دقیق و درست پای بچه کرد که لنگه به لنگه نباشه ولی با چه زحمتی که بوت ها به پای بچه نمیرفتن و با فشار زیاد بلاخره موفق شد که بوت ها رو پای این کوچولو بکنه که بچه ميگه این بوتها مال من نیست. خانم جوان با یه بازدم طولانی و کله تکان دادن که انگار یک مصیبتی گریبانگیرش شده. با خستگی تمام نگاهی به بچه انداخت و گفت آخه چی بهت بگم. دوباره با زحمت بیشتر این بوت های بسیار تنگ رو در آورد. وقتی تمام شد پرسید خب حالا بوت های تو کدومه؟ بچه گفت همین ها بوت های برادرمه ولی مامانم گفت اشکالی نداره میتونم پام کنم.... مربی که دیگه خون خونشو میخورد سعی کرد خونسردی خودش رو حفظ کنه و دوباره این بوتهایی رو که به پای این بچه نمیرفت به پای اون کرد یک آه طولانی کشید وبعد گفت خب حالا دستکشهات کجان؟ توی جیبت که نیستن. بچه گفت توی بوتهام بودن دیگهپنج شنبه 11 خرداد 1391برچسب:, :: 22:14 :: نويسنده : romina
![]()
یارو زبونش میگرفته،
میره داروخونه می گه: آقا دیب داری؟
کارمند داروخونه می گه:
دیب دیگه چیه؟
یارو جواب می ده: دیب دیگه. این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره.
کارمنده می گه: والا ما تا حالا دیب نشنیدیم. چی هست این دیب؟
یارو می گه: بابا دیب،دیب!
طرف میبینه نمی فهمه،می ره به رئیس داروخونه می گه.
اون میآد می پرسه: چی میخوای عزیزم؟
یارو می گه: دیب!
رئیس می پرسه: دیب دیگه چیه؟
یارو می گه: بابا دیب دیگه. این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره.
رئیس داروخونه می گه:
تو مطمئنی که اسمش دیبه؟
یارو می گه: آره بابا. خودم دائم مصرف دارم. شما نمیدونید دیب چیه؟
رئیس هم هر کاری میکنه،
نمی تونه سر در بیاره و کلافه می شه.
یکی از کارمندای داروخونه
میآد جلو و می گه: یکی از بچههای داروخونه مثل همین آقا زبونش میگیره.فکر کنم بفهمه این چی میخواد. اما الان شیفتش نیست.
رئیس داروخونه که خیلی
مشتاق شده بود بفهمه دیب چیه، گفت: اشکال نداره. یکی بره دنبالش، سریع برش داره بیارتش.
میرن اون کارمنده رو میارن. وقتی می رسه، از یارو میپرسه: چی می خوای؟
یارو می گه: دیب!
کارمنده می گه: دیب؟
یارو: آره.
کارمنه می گه: که این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره؟
یارو میگه: آره،همونه.
کارمند میگه: داریم! چطور نفهمیدن تو چی می خوای!؟
همه خیلی خوشحال شدن که
بالاخره فهمیدن یارو چی می خواد. کارمنده سریع می ره توی انبار و دیب رو میذاره توی
یه کیسه نایلون مشکی و میاره می ده به یارو و اونم می ره پی کارش.
همه جمع می شن دور اون
کارمند و با کنجکاوی میپرسن: چی میخواست این؟
کارمنده می گه: دیب!
میپرسن: دیب؟ دیب دیگه چیه؟
می گه: بابا همون که این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره!
رئیس شاکی می شه و میگه: اینجوری فایده نداره. برو یه دونه دیب ور دار بیار ببینیم دیب چیه؟
کارمنده می گه: تموم شد.
آخرین دیب رو دادم به این بابا رفت!
.
.
.
پيوندها
نويسندگان |
||||||
![]() |